تبليغاتX
هيئت محبان الزهرا (س) غرب كرج

 

 

هيئت محبان الزهرا (س) غرب كرج
به هيئت ما خوش آمديد

آدرس جدید ما

با سلام

آدرس جدید وبسایت ما khademzahra.mihanblog.com

از این به بعد در وبسایت جدید منتظر شما هستیم



عمومی

توجه                                                                    توجه

                                  الهم رب شهر رمضان

اهالی محترم غرب کرج مناطق (شاهین ویلا - بنیاد - شهرک سرم سازی - شهرک شهرداری)

با سلام و تشکر از حضور سر سبز شما در ولادت امام حسن (ع)

        برگزاری مراسم لیالی قدر

مداحان : کربلائی حاج سید رسول حسینی - کربلائی محسن بخشی و دیگر مداحان اهل بیت

زمان : جمعه ۲۹/۶/۸۷   به مدت ۵ شب

مکان : بنیاد - ۳۵۰ متری - کوچه ۹ شرقی

منتظر حضور گرم و صمیمانه شما هستیم



ولادت امام حسن (ع)

توجه                                                                                                توجه

اهالی محترم غرب کرج مناطق (شاهین ویلا - بنیاد - شهرک سرم سازی - شهرک شهرداری)

با سلام و تشکر از حضور سر سبز شما در ایام فاطمیه دهه دوم

مراسم ولادت کریم اهل بیت امام حسن (ع) در روز ۲۵/۶/۸۷ برگزار خواهد شد

مکان : شاهین ویلا بنیاد - خیابان ۳۵۰ متری - کوچه ۹ شرقی

مداحان : حاج سید رسول حسینی - کربلائی محسن بخشی

               منتظر حضور گرم و صمیمانه شما هستیم



عمومی

ماه مبارک رمضان ماه ضیافت خدا را به همه مسلمانان تبریک می گوییم

عزاداری ایام فاطمیه دهه دوم

توجه                                                                                                توجه

اهالی محترم غرب کرج مناطق (شاهین ویلا - بنیاد - شهرک سرم سازی - شهرک شهرداری)

با سلام و تشکر از حضور سر سبز شما در ایام فاطمیه دهه اول

مراسم دهه دوم فاطمیه هیئت در روزهای ۱۷/۳/۸۷ ۱۸/۳/۸۷ ۱۹/۳/۸۷ برگزار خواهد شد

مکان : شاهین ویلا بنیاد - خیابان ۳۵۰ متری - کوچه ۹ شرقی

مداحان کربلائی سید امیر حسینی - کربلائی محسن بخشی و جمعی از مداحان اهل بیت

منتظر حضور گرم و صمیمانه شما هستیم



مراسم عزاداری فاطمیه

 توجه                                           بسم الله الرحمن الرحیم                                       توجه

اهالی محترم غرب کرج (مناطق: شاهین ویلا-بنیاد-باغستان-شهرک شهرداری-شهرک سرم سازی)

مراسم عزاداری فاطمیه هیئت محبان الزهرا (س) در روز یکشنبه ۲۹/۲/۸۷ هنگام نماز مغرب برگزار      می شود همراه با سخنرانی و مداحی

مداحان : کربلائی محسن بخشی و کربلائی ابراهیم افسری و سید امیر حسینی و وحید نوروزی

                            با حضور شما مجلس ما با صفاتر خواهد شد



ولادت حضرت زینب مبارک باد

5 جمادی الاول، سالروز میلاد مظهر علم و تقوا، سلاله پاک رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست پرورده آغوش امام علی مرتضی (علیه السلام) و تربیت یافته دامان فاطمه زهرا (علیها سلام)، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) خجسته باد.

حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.



السلام عليكِ يا زينب كبري، السلام عليكِ يا بنت رسول الله، السلام عليكِ يا بنت اميرالمومنين (سلام الله)

ای فروغ تابنده کوثر! ای پرستار شهادت! تو بانوی فصاحتی و اعجاز. نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد، اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت. تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری! نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد.



درد دل

 

کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی

                                 تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی

عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت

                                چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت

چه بیخیال نشستم نه کوششی نه تلاش

                                فقط نشستم و گفتم خدا کند که بیایی

انصافآ چقدر منتظر صاحب الزمان(عج) هستیم؟

وچقدر برای ظهور آقا دعا می کنیم؟



مــرا درد و مـــرا درمــان حسين(ع) اســـت

مــرا درد و مـــرا درمــان حسين(ع) اســـت

                                            مــــرا اول مــــرا پــــايـــان حسين(ع) است 

                دل هـــر کــس بــه ايــمــانــی ســرشتـــــه

                                           مــرا هــم ديـن و هـم ايـمـان حسين(ع) است

                هـــمــه عـــالـــم بـــه اذن حــق تــعــالـــی

                                           چـو عـبــدی ســر به فـرمان حسين(ع) است

                بــهـشــت و جــنــت و فــردوس اعــــــــلا

                                           هــمــه مــعــلـــول پـيـمــان حسين(ع) اســت

                بـــرای هـــــر دلـــی جـــانـــان و جـــانــی

                                           مــرا هــم جــان و هـم جانان حسين(ع) است

                عــقــول جـــن و انـــس و هـم مـلائــــــک

                                            بـه حـّـق حــق کـه حــيـران حسين(ع) اسـت

                 چـو خـواهـم روضـه ی رضــوان بـه فـردا

                                            که من را روضه ی رضوان حسين(ع) است

                 چــرا عــا لــم ز جــانــش نــــــــــاله دارد

                                            مــگـر او هــم پـــريـشــان حسين(ع) اســت

                اگــر خــواهــی ز حــال عـبــد مســــــکين

                                            خـوشـا حـالـش کـه مـهـمـان حسين(ع)اسـت



چرا حضرت فاطمه علیهاالسلام فدک را مطالبه می‌فرمود؟

چرا حضرت فاطمه علیهاالسلام فدک را مطالبه می‌فرمود؟

ممکن است گفته شود که سیده زنان عالم حضرت صدیقه طاهره از دنیا و زخارف آن دست شسته بودند و کسی که اینگونه دنیا را رها فرموده و از امور فریبنده آن دست شسته، چه باعث گردید که به این نهضت عظیم و سعی و تلاش پی‌گیر در طلب حقوق خود دست یازد؟

و سبب این اصرار و پیگیری در طلب فدک و اهتمام به باز پس گرفتن زمین‌ها و درخت‌های نخل آن با وجود این که حضرت فاطمه زهرا به علت علو نفس و بزرگی مقام معنوی خویش هیچگاه از آن بهره‌مند نمی‌شدند چه بود؟

و عاملی که باعث گردید سیده زنان جهان، خود را به این درد و رنج عظیم بیفکند و این مشکلات عدیده را بپذیرد تا آن که اراضی خود را مطالبه نماید چه چیز بود؟ و حال آن که می‌دانست که تلاش‌هایش به شکست منجر شده و نخواهد توانست مجدداً بر آن مکان و اراضی دست یابد و آن سرزمین را از چنگال غاصبان بیرون آورد.

این‌ها تصوراتی است که ممکن است پیرامون این موضوع در اذهان ایجاد گردد و اما در پاسخ باید بگوئیم که:

اولا: حکومت وقت به هنگام مصادره اموال حضرت فاطمه و آنها را (به اصطلاح عصر ما) در اختیار دولت در آوردن و به حساب دولت واریز کردن و به عنوان بودجه مملکت منظور کردن قصد و غرضش فقط تضعیف جناح اهل‌بیت بود و می‌خواستند که حضرت علی علیه السلام فقیر شده تا این که مردم گرد وی جمع نشوند و ایشان از نظر اقتصادی دارای وزن و شانی نباشد.

و این همان سیاستی بود که منافقان درباره رسول خدا اعمال کردند. آن وقت که گفتند به کسانی که نزد رسول خدایند انفاق نکرده و چیزی ندهید تا از اطرافش پراکنده شوند.

حق را باید طلب کرد و حق به خودی خود داده نمی‌شود. (حق گرفتنی است نه دادنی) پس انسانی که مالش را غصب کرده‌اند باید حق خود را طلب نموده و بستاند زیرا که حق اوست حتی اگر از آن مال بی‌نیاز باشد و رغبتی به آن مال نداشته باشد و این مطلب هیچگونه منافاتی با زهد و ترک دنیا ندارد و هیچگاه در برابر غصب حق، سکوت نباید نمود.

ثانیاً: اراضی فدک کم بهره و کم ارزش نبود، بلکه عوائد و درآمد قابل ملاحظه‌ای داشت. ابن ابی الحدید می‌گوید درختان نخل فدک مانند نخلستان‌های کوفه در زمان ابن ابی الحدید بود.

شیخ بزرگوار مجلسی از کشف المحجة نقل می‌فرماید که عوائد و درآمد فدک بیست و چهار هزار دینار در هر سال بود و در روایتی دیگر آمده هفتاد هزار دینار و شاید که این اختلاف در این دو رقم مربوط به یک سال نبود بلکه در سال‌های مختلف عواید فدک نیز مختلف می‌گردیده است.

به هر حال این مقدار درآمد سالانه مقدار قابل توجهی بود که چشم پوشی از آن از نظر هیات حاکمه آن روز صحیح و روا نبوده است.

ثالثاً: فاطمه زهرا علیهاالسلام به دنبال مطالبه فدک؛ مطالبه خلافت و حکومت برای امامش علی بن ابیطالب را می‌نمود همان خلافت و حکومتی که از آن پدر بزرگوارش رسول خدا صلی الله علیه و آله بود.

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه گوید از مدرس مدرسه غریبه بغداد علی بن الفارقی سوال کردم که آیا فاطمه راستگو بود پاسخ داد: آری. گفتم پس چرا ابوبکر در حالی که وی را راستگو می‌شمرد فدک را به وی برنگرداند؟

وی خندید و آنگاه سخن لطیف و زیبایی گفت (با این که مردی با شخصیت و وزین و محترم بود و کمتر شوخی می‌نمود) گفت اگر امروز به وی فدک را می‌داد و به مجرد شنیدن این موضوع که فدک از آن من است فدک را به وی باز می‌گرداند فردا به سراغش رفته و ادعا می‌کرد که خلافت از آن همسر اوست و ابوبکر وی را از حق رسمی‌اش باز داشته است و مسلم بود که ابوبکر در برابر وی هیچ عذری نمی‌توانست بیاورد و باید که در هر مساله‌ای با وی همراهی می‌کرد زیرا برای ابوبکر ثابت بود که حضرت زهرا علیهاالسلام در آنچه ادعا کند راستگوست بدون آن که هیچگونه نیازی به اقامه و ارائه دلیل و شاهد باشد.

شهادت حضرت زهرا

رابعاً: حق را باید طلب کرد و حق به خودی خود داده نمی‌شود. (حق گرفتنی است نه دادنی) پس انسانی که مالش را غصب کرده‌اند باید حق خود را طلب نموده و بستاند زیرا که حق اوست حتی اگر از آن مال بی‌نیاز باشد و رغبتی به آن مال نداشته باشد و این مطلب هیچگونه منافاتی با زهد و ترک دنیا ندارد و هیچگاه در برابر غصب حق، سکوت نباید نمود.

خامساً: انسان حتی اگر در دنیا نیز زاهد بوده و تلاش و کوشش وی برای آخرت باشد در عین حال برای آن که امور زندگانی خود را اصلاح بخشد و آبروی خویش را حفظ کند و صله رحم کند و در راه خدا مالی صرف کند احتیاج به اموال خواهد داشت آیا از نظر تاریخ مسلم نیست که رسول خدا در حالی که زاهدترین مردم بود چگونه از اموال خدیجه در راه تقویت اسلام بهره‌مند گردید؟!

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه گوید از مدرس مدرسه غریبه بغداد علی بن الفارقی سوال کردم که آیا فاطمه راستگو بود پاسخ داد: آری. گفتم پس چرا ابوبکر در حالی که وی را راستگو می‌شمرد فدک را به وی برنگرداند؟

وی خندید و آنگاه سخن لطیف و زیبایی گفت (با این که مردی با شخصیت و وزین و محترم بود و کمتر شوخی می‌نمود) گفت اگر امروز به وی فدک را می‌داد و به مجرد شنیدن این موضوع که فدک از آن من است فدک را به وی باز می‌گرداند فردا به سراغش رفته و ادعا می‌کرد که خلافت از آن همسر اوست و ابوبکر وی را از حق رسمی‌اش باز داشته است و مسلم بود که ابوبکر در برابر وی هیچ عذری نمی‌توانست بیاورد.

سادساً: حکمت ایجاب می‌کند که انسان حق غصب شده خویش را طلب نماید زیرا سرانجام کار از دو صورت بیرون نخواهد بود:

- یا این که در این تلاش و طلب پیروزی یافته و آنچه می‌خواهد به دست می‌آورد فنعم المطلوب و المراد که از این رهگذر به هدف خود از مبارزه و تلاش دست می‌یابد.

- یا این که در مبارزه توفیق نیافته و به مال خویشتن راه نمی‌یابد و دسترسی پیدا نمی‌کند که در این هنگام ظلم را آشکار نموده و مظلومیت خویش را به مردم اعلان کرده و ثابت نموده که اموال وی به غصب از دستش بیرون کشیده شده‌اند.

و در این صورت اخیر به خصوص اگر غاصب کسی باشد که ادعای صلاح و فلاح داشته باشد و تظاهر به دیانت و تقوا نماید، مظلوم وی را به گروهی فراوان از مردم شناسانده که در ادعای خویش مبنی بر دیانت و تقوا راستگو و صادق نیست.

سابعاً: افراد مکتبی و معتقد، از انواع وسیله‌های مناسب برای جلب قلوب به سوی خود، استفاده می‌نمایند و از این انواع وسائل می‌توان جلب قلوب را به وسیله مال یا اخلاق یا وعده و نظائر آنها نام برد، ولیکن بهترین وسیله و افضل آنان برای این منظور به خصوص در همه طبقات عبارتست از اظهار تظلم و مظلومیت. زیرا که قلب‌ها متوجه مظلوم خواهد شد هر که باشد و از ظالم اشمئزاز و بیزاری خواهند جست حال ظالم هر که باشد.

ولی بهترین وسیله برای جلب قلوب عامه تظلم و اظهار مظلومیت است که وسیله‌ایست موفقیت آور و گوارا برای محقق ساختن اهداف افراد مکتبی یعنی کسانی که می‌خواهند در نفوس و ارواح مردمان از طریق جلب آنان به سوی خود، در آنان آگاهی ایجاد نمایند.

و در اینجا می‌توان از اسباب و عوامل دیگری نام برد که البته ما مجال ذکر آنها را نداریم.

و به همین علل حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها برخاسته و به سوی مسجد پدرش رسول خدا روی آوردند تا این که حق خویش را مطالبه نمایند.

البته ایشان به منزل ابوبکر نرفتند تا در منزل وی با او گفتگو و مناظره‌ای در این مورد داشته باشند بلکه مکان مناسب‌تری را انتخاب فرمودند که عبارت بود از مرکز اسلامی در آن روز و محل اجتماع مسلمانان در آن زمان یعنی مسجد رسول الله صلی اله علیه و آله.

و به علاوه زمانی بس مناسب را برای رفتن به مسجد انتخاب فرمودند و آن زمانی بود که مسجد مملو از طبقات مختلف از مهاجرین و انصار بود و نیز بانوی بزرگوار اسلام به تنهایی روانه مسجد نگردیدند بلکه از منزل به سوی مسجد حرکت فرمودند در حالی که گروهی از زنان گرداگرد ایشان را فرا گرفته بودند.

حضرت فاطمه زهرا خطبه‌ای بالبداهه، منظم، مرتب، دور از هرگونه نقص و نارسائی کلامی، و منزه از مغالطه و کجروی ایراد فرمودند و بدون آن که به زشت‌گویی و بدگویی و زیاده‌گویی متوسل شوند، و از آنچه که با شخصیت عظیم و برجسته و مقام بلندپایه‌شان منافات داشت اجتناب ورزیدند.

و قبل از آن که ایشان به مسجد بروند محلی که قرار بود پاره تن رسول خدا در آنجا بنشیند مشخص گردیده و پرده‌ای برای آن که حضرت پشت آن پرده بنشینند در آنجا آویخته بودند زیرا که ایشان مایه افتخار پرده‌نشینان و سرور زنانی هستند که در پوشاندن خود از نامحرمان مراقبت فراوان داشتند.

آنچه گذشت مسائلی بود فوق العاده مهم و ابوبکر نیز خود را آماده ساخته بود تا به احتجاج حضرت صدیقه گوش فرا دهد یعنی دختر کسی که می‌فرمود من فصیح‌ترین مرد عرب هستم، یعنی بانویی که دانشمندترین بانوان جهان بود.

حضرت فاطمه زهرا خطبه‌ای بالبداهه، منظم، مرتب، دور از هرگونه نقص و نارسائی کلامی، و منزه از مغالطه و کجروی ایراد فرمودند و بدون آن که به زشت‌گویی و بدگویی و زیاده‌گویی متوسل شوند، و از آنچه که با شخصیت عظیم و برجسته و مقام بلند پایه‌شان منافات داشت اجتناب ورزیدند.

این خطبه و سخنرانی درخشان به عنوان معجزه‌ای باقی و جاودان بر بزرگواری و شخصیت صدیقه طاهره فاطمه زهرا و برهانی نیرومند و روشن بر فرهنگ دینی و تربیت مذهبی ایشان، که حضرتش به فراوانی از آن بهره‌مند بودند؛ به حساب می‌آید.

و اما از لحاظ فصاحت و بلاغت، شیرینی بیان، روانی منطق، قدرت استدلال، متانت و استحکام دلیل، منظم بودن کلام، ایراد انواع استعارات با کنایات سطح بالا، ثابت نمودن مقصد و تنوع و فراوان بودن موضوعات سخن؛ در حدی است که به راستی قلم به تنهایی نمی‌تواند وصف آن را جامع و کامل بیان کند و لذا ناچار است که از فکر و اندیشه خواننده یاری طلبیده و استعانت جوید.

حضرت صدیقه طاهره به سلاح براهین روشن و دلایل قوی و قاطع، مسلح بودند و مسلمانان حاضر در مسجد منتظر شنیدن سخن و کلام ایشان بوده و با اشتیاق فراوان انتظار مباحثه‌ای را می‌کشیدند که تا آن روز نظیر و مانندش در تاریخ سابقه نداشت.

فاطمه زهرا سلام الله علیها در مکانی که برای ایشان در پشت پرده معین کرده بودند نشستند و شاید که این اولین باری بود که حضرت صدیقه پس از رحلت پدر بزرگوارشان رسول اعظم اسلام به مسجد می‌رفتند. پس تعجبی ندارد که مردم به شدت در اندوه فرو رفتند. در این هنگام ایشان ناله‌ای شدید از دل برآوردند.

من که از بیان تحلیل آن ناله و گریه و میزان تاثیرش در مردم، عاجز و ناتوانم تنها یک ناله - بدون هیچ سخنی - عواطف مردم را به هیجان آورده و آنان را به گریه انداخت.

من نمی‌دانم این ناله کدام معانی و مفاهیم را در خود جای داده بود و چرا مردم را به گریه کردن تحریک نمود.

و آیا فقط یک ناله - آری فقط یک ناله می‌تواند چشم‌ها را بگریاند و اشک‌ها را جاری نماید و قلب‌ها را آتش زند.

آری اینها معماهایی است که من حل آنها را نمی‌دانم و شاید که دیگری غیر از من بتواند این معماها را حل نماید.    

 

منبع:

کتاب فاطمة الزهرا از ولادت تا شهادت، سید محمد کاظم قزوینی



پوستر از حرم امام حسین (ع)




تسلیت ایام فاطمیه

ایام فاطمیه را به همه مسلمانان تسلیت می گویم



جمکران

جمکران

                 اذان جمکران شوری به پا کرد        

     دلم را از غم عالم جدا کرد
                صبا را گشته بودم محرم راز           

  مرا با رمز غیبت اشنا کرد
         بخوان در دل تمنای فرج را      

    بگو شاید نگاهی هم به ما کرد
        چو یعقوب از غم یوسف بنالید    

     به بوی جامه اش او را شفا کرد
       نباشد گل به بستان در زمستان   

   گل نرگس به هر باغی وفا کرد
             ببینیم در جهان عدل علی را         

    اگر امد حکومت را به پا کرد
      اگر ابری بییاید روی خورشید   

   مشو نومید وباید بس دعا کرد
             خدا یا عمر من را طاقتی بخش     

       که بینم غیبت کبری رها کرد
                                                 شاعر :احسان نصری نژاد



بسم رب المهدی

 
بسم رب المهدی

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی...
 
چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی ...
 
خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شکن ...

 
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی...
 
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه ...
 
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی ...

 
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام...
 
دوباره صبح،ظهر نه غروب شد نیامدی !



ثواب گریه بر امام حسین (ع)

ثواب گریه بر امام حسین (ع)

 

پسر شبیب: اگر برای حسین چنان گریه کنی

که اشکهایت بر گونه هایت جاری شود

خداوند همه ی گناهان کوچک و بزرگ ترا می

آمرزد؛ اندک باشد یابسیار.

یکی از روایاتی که در زمینه ی ثواب گریه بر حسین

نقل شده است روایت ریّان بن شبیب از حضرت ثامن الائمه

امام رضا است، که به این شرح می باشد:

روز اول محرم خدمت امام رضا رسیدم فرمود: ای پسر

 شبیب، روزه داری؟ عرض کردم نه. پس امام گفت:

 بدرستیکه این روز، روزی است که زکریّا

پروردگارش را خواند و گفت: پروردگارا فرزند پاکیزه ای

به من عطا کن که تو شنونده دعایی.

پس خدا دعایش را اجابت فرمود و به امر پروردگار

 فرشته ها زکریّا را که در محراب عبادت ایستاده بود مخاطب

قرار داده و گفتند که خدا ترا مژده می دهد به یحیی.

پس کسی که روزه بدارد این روز و سپس دعا کند خدا دعایش

 را مستجاب می فرماید چنانکه دعای زکریّا را مستجاب فرمود.

سپس فرمود: پسر شبیب. بدرستیکه محرم ماهی است

که اعراب جاهلیّت بخاطر احترامش ظلم و ستم و کشت و

کشتار را در آن ماه حرام کرده بودند و این امّت با اینکه

به حرمت این ماه آشنایی داشت معهذا احترام پیامبر خود

را رعایت نکرد و در این ماه فرزندان پیامبر خود را کشتند و

 زنانشان را اسیر نمودند و اموالشان را غارت کردند

پس خدا هرگز آنها را نیامرزد.

پسر شبیب، اگر می خواهی برای چیزی گریه کنی پس

برای حسین بن علی بن ابیطالب گریه کن که او را ذبح

کردند همانطور که گوسفند را ذبح می کنند و از اهلبیت

او هم هیجده نفر را با او به شهادت رساندند که در

 روی زمین مثل و مانند نداشتند، و به تحقیق هفت آسمان

 و زمین برای شهادت آن حضرت گریه کردند،

 و چهار هزار فرشته برای یاری او از آسمان فرود آمدند،

امّا وقتی رسیدند که حسین کشته شده بود لذا این فرشتگان

پریشان مو و گرد آلود اطراف قبر حسین معتکفند تا قائم

 ما قیام کند آنگاه او را یاری خواهند کرد و شعار آنها

یا لثارات الحسین است (ای انتقام گیرندگان خون حسین).

پسر شبیب، پدرم برایم حدیث فرمود از پدرش، از جدّش

که وقتی جدّم حسین به شهادت رسید از آسمان خون و

خاک سرخ بارید. پسر شبیب، اگر برای حسین

چنان گریه کنی که اشکهایت بر گونه هایت جاری

 شود خداوند همه ی گناهان کوچک و بزرگ ترا

 می آمرزد؛ اندک باشد یا بسیار.

پسر شبییب، اگر ترا خوشحال می کند که به هنگام ملاقات

 با خدا گناهی نداشته باشی پس حسین به نام يگانه خالق

 هستي را زیارت کن، پسر شبیب، اگر می خواهی در غرفه های

 بهشتی با پیامبر اکرم (ص) باشی بر قاتلان حسین لعنت فرست.

پسر شبیب، اگر می خواهی ثواب شهدای کربلا نصیبت

شود هنگامی که یاد شهدای کربلا را می کنی بگو: کاش من هم

با آنها بودم و از فوز و سعادت بزرگ بهره مند می شدم.

پسر شبیب اگر می خواهی که در بهشت با ما باشی در

 بالاترین درجه ها و مرتبه ها پس به حزن و اندوه ما محزون

و اندوهناک باش و به خوشحالی و شادی ما شاد و خوشحال،

و ولایت و دوستی ما را بپذیر، که اگر مردی سنگی را

دوست خود گیرد و به او تولیّ جوید خدا در روز قیامت

او را با سنگ محشور فرماید.

بحارالانوار، ص 285 نفس المهموم، ص 26



بین الحرمین

باز از سینه دلم با دل خون، پای برهنه زده بیرون، به گمانم شده مجنون ، به کجا میبردم ؟
 
این که چنین بال کشیدست و پریدست و رهیدست ، چه جان کاه کشید از دل خود آه ، دلم
 
سوخت برای دلم و تا که نشستم به بر حرف دل خویش شنیدم که به لب ندبه کنان ،
 
 مویه کنان ، موی کنان ، آه کشان از دل و جان گفت : سئوال از چه ؟؟؟ ببین حال شب و
 
روزم و این غصه جان سوز که یاران و رفیقان همه گشتند مسافر، همه حاجی ، همه زائر،
 
 و گمانم که هم الان همگی گرم طوافند به دور حرم قبله عالم ، همان عشق معظم ، همان روح
 
مکرم ، خداوند غم و اشک محرم ... و من غمزده این جا تک و تنها...

 

باز هم با دل خون گفت دل من :تو کجا دیده دو چشمت که در این ظلمت گمراهی و این عصر

 

سیاهی ، که کسی خرج کسی شعله کبریت نکردست ... دو خورشید طلایی ، که دو تاپرچم

 

 سرخ است نمادش ، به مدار هم و با هم بدرخشند و بتابند و نخوابند ، شب و روز دل

 

گمشدگان را چو بیابند ، بیارند و سر سفره ارباب گذارند...

 

 چه بزمیست در این سفره که یک سوی بود جنت الرباب و بود سوی دگر جنت العباس ، و در

 

آن بین چه بین الحرمینیست ...که بارشور حسینی همه سینه زنان ، ناله زنان ، شور بگیرند برای پسر حضرت زهرا ...



تغيير برگزاري مراسم هفتگي

تغيير برگزاري مراسم هفتگي هيئت از جمعه‌ها به يكشنبه‌ها بعد از نماز مغرب

 آدرس : كرج - شاهين ويلا بنياد - خيابان ۳۵۰ متري - كوچه ۹ شرقي



امام زمان(عج)

از هجر تو طبیعت ما گریه می کند

 

چشم تمام آینه ها گریه می کند

 

چشم انتظار آمدنت شیر خواره‌ای است

 

گهواره‌ای به کرب و بلا گریه می کند

 

پای سه ساله‌ای که پر تاول آمده است

 

دارد به اشک و دعا گریه می کند

 

در علقمه به خاطر تو مشک پاره ای

 

دارد کنار دست جدا گریه می کند

 

گودال سرخ روز عطش نعره می کشد

 

از روضه های خون خدا گریه می کند

 

علی اشتری

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

سالهای پیش بال آسمانی داشتیم

 

بال کبوتر کران تا بی کرانی داشتیم

 

میوه بودیم و سر سال استفاده می شدیم

 

چون که بالای سر خود باغبانی داشتیم

 

چهار فصل موی ما برف زمستانی نداشت

 

پیر هم بودیم اگر رنگ جوانی داشتیم

 

روزها گردی اگر بر روی دلها می نشست

 

شب که می شد سنت خانه تکانی داشتیم

 

مثل شیر مادران ما حلال و پاک بود

 

در میان سفره ها گر لقمه نانی داشتیم

 

نذری روز ظهور مهدی موعودمان

 

صبحها چله به چله عهد خوانی داشتیم

 

صبح جمعه پیشواز تکسوار فاطمه

 

روی پشت بامها صوت اذانی داشتیم

 

گاه پاهی جمعه ها اهل زیارت می شدیم

 

گاه گاهی میل سجده جمکرانی داشتیم

 

ثانیه ثانیه‌هامان گای آقا می گذشت

 

آی مردم!یک زمان صاحب زمانی داشتیم

 

پر نداریم و دل بپُر نداریم و...فقط

 

یادمان باشد که اینها را زمانی داشتیم

علی اکبر لطیفیان



در کوچه ها نسیم بهشت محرم است

در کوچه ها نسیم بهشت محرم است

 

این شهر بی مجالس روضه جهنم است

 

پیراهن سیاه عزاداری شما

 

زیباترین تجلی عشق مجسم است

 

شکر خدا که هیئتمان باز دایر است

 

شکر خدا که بر سر این کوچه پرچم است

 

بیرون ندیده اید زنی استاده است؟

 

بالش شکسته قدش هم کمی خم است

 

لبخند تلخ فاطمه بر تک تک شما

 

یعنی خوش آمدید و همان خیر مقدم است

 

من که ندیدمش دم در، خب شما چطور؟

 

صد حیف سوی چشم گنهکار ما کم است

 

پرواز می کنیم  از این پیله های تنگ

 

فصل بلوغ شیعه یقینا محرم است

 

در مجلس عزای امام قتیل اشک

 

روضه به شور و واحد و نوحه مقدم است

وحید قاسمی